من، فمینیست نیستم!

وقتی ازم میپرسیدن بزرگترین آرزوی زندگیت چیه، میگفتم دوست دارم زودی بزرگ شم. البته خیلی هم طول نکشید!وقتی هفت سالم بود،مامانم اولین لباس خانومانه ام رو برام خرید.یه مانتو زرد رنگ با دکمه های فشاری. قدم بلند بود و یکمی از همسن و سال هام هیکلی تر بودم. میگفت باید جلوی مردا 

پوشیده تر لباس بپوشم.

بزرگتر که شدم، هر باری که خودمو با سبیل و ابروهای پرپشت می دیدم، خنده ام میگرفت.نمیشد کاری کرد.تمام حیا و عفت مون به تک تک تارهای سبیلمون بند بود!

یکمِ دیگه که بزرگتر شدم، همین سبیل شد مایه آبرو ریزیم!

اگه به مقام والای دوست دختری نایل نمیشدی‌، یا عقب مونده بودی یا زشت!

این روزا دیگه بحث، بحث سبیل و بند انداختن نیست!بحث، بحث بی نقص بودن و کافی بودنه! (منظورم پلنگ بودنه!)

من، فمینیست نیستم. چون دغدغه ام فقط برابری حقوق یا دیه زن و مرد‌، مو زائد، حجاب اجباری یا سو استفاده جنسی و… از جنس زن نیست!

اگر فمینیست باشم، چاره ایی ندارم جز دفاع‌ از حقوق زنها و برابر کردنش با حقوق مردها.

مگه آقایون در بهترین حالت ممکن هستن؟

در حق مردها ظلم نمیشه؟

سرخورده نمیشن؟

مورد تجاوز قرار نمیگیرن؟

همین مفهوم فمینیسم، با تفکیک کردن جنسیت زن و مرد و در نهایت برابری خواستن، خودش ضد جنس زن نیست؟

ممنونم.دیگه صحبتی ندارم!


/ 0 نظر / 87 بازدید